عاشقانه های حلق آویز

...آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد...

دنیای بیرحمی ست !

همیشه همینطور است

دیر فهمیده ایم کدام بوسه مهربان ، بر کدام گونه معصوم باید می نشست .

دیگر حتی خوابی هم از من نخواهی دید ...

اصلاً نام اینجا دنیاست

گفتگوی بی زبان بوسه و زخم کجا بود !

اینجا سالهای سال است ، که از جامه های جوانی باغبان پیر ، برای کلاغهای گرسنه ، مترسکهای سیاه می سازیم ،

اما از لالایی تکراری باد و قوطی های حلبی ، خوابش می بَرد .

چه کلمه دوری بوده است : پرنده !

(سیروس جمالی)

[ سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ منا مولاپناه ] [ رد پای تو () ]