عاشقانه های حلق آویز

...آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد...

حرف سفر نزن !

 

اشکاتو پاک کن ، اشکامو درنیار

از توی دست من دستاتو برندار

حرف سفر نزن ، خالی نکن دلو

حالا که اومدم بازم سر قرار

 

حالا که اومدم آبی بشم برات

آغوش وا کنم آروم و باثبات

حالا که آبیم ، حالا که صاف صاف

حالا بزن به آب ، مثل گذشته هات

 

حالا که تشنه لبخندتم ، بخند

دستاتو باز کن ، چشمات رو ببند

نزدیک شو به من ، آغوشمو بخواه

چشماتو باز کن ، این لحظه ها کمند

 

تو درد می کشی ، من بغض می خورم

از صبر پر شدی ، از عشق تو پُرم

تو درد می کشی ، من درد می کشم

از درد خسته ام ، اما نمی بُرم ...

 

اشکاتو پاک کن ، اشکامو در نیار

از توی دست من دستاتو برندار

حرف سفر نزن ، خالی نکن دلو

حالا که اومدم بازم سر قرار ...

(لیلا ابراهیمی)

[ یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٤ ‎ب.ظ ] [ منا مولاپناه ] [ رد پای تو () ]