عاشقانه های حلق آویز

...آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد...

خسته ام !

بار دیگر تمام خستگی ام را در کوچه پسکوچه های یادت فریاد می زنم .

همه نبودنهایت را با خودم تکرارکنان زمزمه می کنم

و شکوه صمیمی لبخندت را بر آستان دلتنگی هایم می آویزم .

هر روز بارها و بارها بی آنکه خواب نازک پلکهایت را پریشان کنم ، با ساده ترین واژه عاشقانه تو را به نام می خوانم

و تو تمام حسرت نگاه صادقم را به غربت واژه ها پیوند می زنی

و مرا در اندوه رخوتناک لحظه های نداشتنت جا می گذاری ...

[ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ منا مولاپناه ] [ رد پای تو () ]