عاشقانه های حلق آویز

...آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد...

ایستادن ، بیرون از پناهگاه تو

بیرون پناهگاهت می مانم و درون را نگاه می کنم ،

درحالیکه در اطرافم ، از هر سو ، بمب می ریزند ،

تو در داخل پناهگاهت چقدر سرحال و در امان و خوشحال بنظر می آیی ،

آیا گفته بودم که من به این چیزها توجه می کنم ؟

 

آیا گفته بودم که چه شگفت آور هستی و چقدر ناراحتم که از هم جدا شده ایم ؟

عزیزم ، من بیرون پناهگاه تو ایستاده ام ،

اما امیدوارم که در قلب تو باشم  .

(شل سیلور استاین)                                                                

[ شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ] [ منا مولاپناه ] [ رد پای تو () ]