عاشقانه های حلق آویز

...آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد...

از چشمهایت پیداست

پا به پا کردنش را
به پای تردید او نگذار
اگر چه نوبال
اما پروانه ایست که می داند
روی کدام گل بنشیند
با سوزن ته گرد هم نمی توان
صلیب وار قابش کرد و هر روز تماشایش


از چشمهایش پیداست
عزمش جزم است و اراده اش آهن
یکی از همین شبهای بی چفت و بست
شبیخون می زند
به قلبی که سالهاست لق می زند
در قفس سینه ات


در چشم به هم زدنی
دار و ندارت را مثل گردباد
زیر و رو خواهد کرد و آینه ای که از خود
بی خودت کرده است
از دیوار خود فریبت
فرو خواهد افتاد

(عباس صفاری)

[ سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ منا مولاپناه ] [ رد پای تو () ]