عاشقانه های حلق آویز

...آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد...

شاید ...
وقتی نگاهی تو را مسخ می کند و تمامت را می گیرد ،
جز فکر کاشتن بوسه ای بر لب و بدست آوردن دلی که دلت را تسخیر کرده ، چیزی در خودت نمی بینی .
 
حسرت نوازش چهره ای که بر تو لبخند می زند ،
تو را به مرز دیوانگی می کشاند .

وقتی سر انگشتانت حرف می زنند و لبها غرق در بوسه های مکرر اند ،
یک آن شک می کنی که شاید این عشق باشد ؛ شاید
(اسماعیل هاشمی)

http://www.akharin-divaneh.blogfa.com 

[ شنبه ٦ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ منا مولاپناه ] [ رد پای تو () ]