عاشقانه های حلق آویز

...آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد...

روزی خواهد آمد ...

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .

روزی که کمترین سرود ، بوسه است و هر انسان ، برای هر انسان ، برادری است .

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند ، قفل ، افسانه ای ست و قلب ، برای زندگی بس است .

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است ، تا تو بخاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .

روزی که آهنگ هر حرف ، زندگی ست ، تا من بخاطر آخرین شعر ، رنج جست و جوی قافیه نبرم .

روزی که هر لب ترانه یی ست ، تا کمترین سرود بوسه باشد .

روزی که تو بیایی ، برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم و من آن روز را انتظار می کشم ، حتی روزی که دیگر نباشم .

(احمد شاملو)

[ دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۸:۱٦ ‎ق.ظ ] [ منا مولاپناه ] [ رد پای تو () ]