عاشقانه های حلق آویز

...آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد...

دیر شده است دیگر ، دیر !

پرنده‌ای پرید ، جایش پرنده دیگری نشست و پرده نمایش ، دوباره بالا رفت .

برای «دوستت دارم» دیر شده است دیگر ، نگاه کن ! سوزن بان پیر ، دارد علامت می‌دهد .

وقتی چشمهات را می‌بندی ، از کار بیکار می‌شوم ، نه اینکه مسؤل شمردن ستاره‌هاش منم !

عمق چشمهات ، قصه هزار و یک‌شب یلداست ، تمام نمی‌شود هر چه می‌خوانم .

کار سختی‌ست دوست نداشتن تو ، باید برای خودم ، کار دیگری دست و پا کنم !

(رضا کاظمی)

http://baroun82.persianblog.ir/

[ دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ منا مولاپناه ] [ رد پای تو () ]