عاشقانه های حلق آویز

...آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد...

آسمان وقت قرار من و تو ابری بود

هرچه کردم نشدم از تو جدا ، بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را ، بدتر شد
مثلاً خواستم این بار موقر باشم
و به جای "تو" بگویم که "شما" ، بدتر شد
آسمان وقت
 قرار من و تو ابری بود
تازه ، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی
 تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی
زده ام حرف دلم را به خدا ، بدتر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تو را ، بدتر شد

[ سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ] [ منا مولاپناه ] [ رد پای تو () ]